الشيخ محمد بن عبد الفتاح ( سراب التنكابني ) ( فاضل سراب )
30
ضياء القلوب ( فارسى )
و شبههء من در رسالت نيست بلكه شبههء من در چيز ديگر است ، دلالت دارد كه در آن وقت انكار رسالت كرده بوده است . و احتمال دارد كه اين انكار قلبى او مستمر باشد و سبب اطاعت او در بعض امور همان باشد كه ذكر كردهام . و احتمال دارد كه انكار به اقرار متبدّل شده باشد و بر تقدير تبدّل انكار به اقرار و تبدل ارتداد به اسلام اعتماد بر اسلام او نيست ، و چگونه اعتماد بر خلافت عامهء او توان كرد كه انكار رسالت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كرد [ به ] شبهه [ اى ] كه وقعى و قوّتى نداشت با شك ، و در رسالت كرد شبههء ضعفيه بعد از آنكه نبوت به ادلّهء قاطعه ظاهر شده بود و مدّت متماديه بر آن و بر دخول او در ظاهر اسلام و مشاهدهء او بسيارى از معجزات باهرهء آن حضرت گذشته بود « 1 » . [ تغيير حكم طلاق ] و از جمله مطاعن عمر آنچه روايت كرده است ابن اثير در « جامع الاصول » در فصل دوم از كتاب طلاق از « صحيح مسلم » « 2 » و غير او از طاوس اينكه ابا الصّهباء قال لابن عباس : هات من هناتك « 3 » أ لم يكن طلاق الثّلاث على عهد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ابى بكر واحدة ؟ قال : قد كان ذلك ، فلمّا كان فى عهد عمر تتابع الناس فى الطلاق فاجاره عليهم . و عنه ان ابن عباس قال : كان الطّلاق على عهد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ابى بكر و سنتين من
--> ( 1 ) . سفينة النجاة : 236 . ( 2 ) . صحيح مسلم 1 / 574 ح 1472 ، نيز بنگريد به : بحار الانوار 31 / 26 - 27 ، مسند احمد بن حنبل 1 / 314 ، سنن بيهقى 7 / 336 . ( 3 ) . در نسخهء خطى : هبانك .